محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
746
آثار عجم ( فارسى )
در حضرت اتابك معروض داشتند . ابو بكر قبّهاى بر قبر آن بزرگوار برآورد . بعدها ملكه تاشى خاتون - كه نامش در ذكر ميمند « 1 » مذكور شد - گنبدى بلند ، بر آن مشهد برافراشت و در جنب آن بقعهء مطهّره ، مدرسهاى عالى بنا كرد و مرقد خود را نيز همسايهء آن ساخت و تاريخ آن به هفتصد و پنجاه هجرى قريب بوده و از آن مدرسه ، اكنون اثرى نيست ؛ نمىدانيم چه شده و كه برده . و از خيرات آن ملكه خيّره ، [ 446 f ] پيش از اينها ، در اين كتاب ، ذكرى نمودهام . بالجمله ، بر آن حرم مشرّفه ، به ازمنهء متكاثره ، زينتها افزوده شده و ضريح آن را خاقان مغفور ، فتحعلى شاه قاجار مبرور - طيب تربته - نقره نموده ؛ مرحوم ميرزا محمّد حسين « 2 » - متخلّص به عالى شيرازى كه از اجلهء سادات آنجاست - اشعارى مشتمل بر تاريخى سروده ، نقش كردهاند . مادّهء تاريخش اين است : كلك « عالى » زد براى سال تاريخش رقم * مرقد سبط محمّد يافت اين سيمين حجاب « 3 » از سقف تاجدران آن بقعه ، تمام آئينه است و مرحوم فرهنگ - كه شرح حالش گذشت - در تاريخ آينهكارى آن ، اشعارى گفته ؛ فراز طاقچههاى حرم ، دور تا به دور نوشتهاند و آخرش اين است : چون آينه شد رواق ايوان * روشن شد از آن چراغ ايمان آنان كه هنرپژوه « 4 » بودند * تاريخ ورا طلب نمودند فرهنگ كه با ارادت خاص * از روى نياز و صدق و اخلاص از معتقدان خاندان است * مدّاح امير مؤمنان است گفتا بطلب ز روى ايقان * تاريخ وى از « چراغ ايمان » « 5 » جارهاى بلور و قنديلهاى موفور ، هر يك مفاد آيهء نور و روشنىبخش ديدهء بينا و كور است و آن رواق عالى طاق را دو باب است كه از سيم ناب است : يكى را پادشاهزادهء آزاده حضرت و الا ظلّ السّلطان ، سلطان مسعود ميرزا ، بانى آمده و اشعارى مشتمل بر تاريخ اتمام آن ، مرحوم وقار بن وصال - رحمة اللّه عليهما - سروده و بر نقره نقش نمودهاند . مادّه تاريخش اين است :
--> ( 1 ) . ميمند : در ذكر ميمند مذكور شد كه تاشى خاتون ، مادر شاه شيخ ابو اسحاق بن محمود شاه است . ( 2 ) . ميرزا محمّد حسين : خلف صدق ميرزا محمّد ، كلانتر سابق فارس است . ( 3 ) . « كه يك هزار و دويست و چهل و سه مىشود » . ( 4 ) . هنرپژوه : هنرجو ؛ كه پژوهش ، به معنى تفحّص و جستجو آمده . ( 5 ) . چراغ ايمان : يك هزار و سيصد و شش مىشود .